بستن

دانلود رمان تاوان گریه هایم را پس بده اثر فاطمه شرفاء

دانلود رایگان رمان تاوان گریه هایم را پس بده اثر فاطمه شرفاء

 

 

معرفی رمان:

داستان دختری به نام مهیا آراسته که عاشق پسر همسایه شان است. به اجبار پدر با پیرمردی ازدواج میکند که
از نظر مالی فردی قدرتمند است ولی بخاطر اخلاق بد همسرش در طی زندگی ،سختی های زیادی رو مجبور
به تحمل میشود تا جاییکه حتی محکوم به دوری از فرزندانش میشود و …..

 

 

 

قسمتی از رمان:

هوا خیلی گرم بود داشتم هلاک میشدم،نزدیک خونه بودم که دیدم برامون همسایه جدید اومده ،خیلی وقت بود خونه
روبروییمون خالی بود یه کامیون پر از اساس پشت در بود و دوتا آقا که به قیافشون نمیخورد کارگر باشن کنار کامیون وایساده
بودن ،یه خانم مسن اومد کنارم و گفت:سلام دخترم شما دختر آقای آراسته هستی؟
من:بله وشما؟
خانم:همسایه جدید هستم عزیزم
من:خوشبختم
خانم:عزیزم میشه این کلید رو وقتی پسرم اومد بهش بدی؟الان اینجا نیست بعد میاد درخونتون بی زحمت بهش بده
من:چشم
کلید رو از خانم که خودشو مریم معرفی کرد برداشتم و به طرف خونه رفتم.
ظاهرا . ً کسی خونه نبود
بی حوصله به سمت اتاقم که طبقه بالابود رفتم لباسام روجمع کردم و داخل کمد گذاشتم،تونیک بلند آبی کمرنگ
با دامن شلواری آبی پررنگ رو برداشتم و پوشیدم،موهام رو که تا روی
رونم بود شونه کردم و بافتم نگاهی به آینه انداختم چشمام قهوه ای بود
اما خیلی خاص!! نه خیلی تیره نه خیلی روشن! ترکیبی از رنگ شکلاتی و رنگ قهوه ترکیب جالبی بود! عاشق
رنگ چشمام بودم یعنی همه عاشق چشمام بودن میگفتن خیلی خاص و
رمان تاوان گریه هایم را پس می دهی فاطمه شرفاء
قشنگه، مژه هام تقریبا بلند بودن و فر کمی داشتن ابروهام سربالا بود و خدادادی تمیز،دماغم قلمی
بود لب هامم غنچه ای و صورتی رنگ. موهام خرمایی بود و رگه هایی از طلایی داشت.چهرم نه
خیلی زیبا بود و نه خیلی زشت معمولی بود. ته تغاری خونه بودم سه تا داداش داشتم و یک خواهر
،مهیار از هممون بزرگتر بود بعدش ماهیار بود و بعدی مهرشاد بعدش
خواهرم مهال و بعدش من مهیا.
مهیار۲۵سالش بود،ماهیار،۲۳مهرشاد،۲۰
مهال ۱۸و من.۱۵از اتاق اومدم بیرون،از پله ها میومدم

 

مطالب پیشنهادی:

دانلود رمان جاده ی دل تو

دانلود رمان ساعت سه بامداد

لطفا امتیاز دهید
Rate this post

مشخصات رمان

  • نویسنده: فاطمه شرفاء

  • ژانر: عاشقانه،اجتماعی

  • ویراستار: سایت سنتر رمان

  • صفحات: 312

لینک های دانلود

  • دسته ها:دانلود رمان , رمان اجتماعی , رمان عاشقانه
  • ۳۰ مهر ۱۴۰۱
  • بدون نظر

اگر شما نویسنده رمان سنتر هستید و تمایل به ادامه همکاری ندارید می‌توانید درخواست حذف ارسال کنید.

درخواست حذف

نظرات کاربران

شما اولین نفر باشید که در مورد این رمان نظر می نویسید