بستن

دانلود رمان علالا نویسنده فاطمه میرشفیعی

دانلود رایگان رمان علالا از فاطمه میرشفیعی

 

 

معرفی رمان:

داستان در مورد خواهر و برادری هست که مسیر زندگیشون از هم جدا شده و زندگی متفاوتی از هم رو تجربه کردند و داستان زندگی شخصی هر کدوم از اون ها و یکی شدن این مسیر رو روایت میکنه سپهر اصلامیان صاحب نشریه ایست که درگیر زندگی سرد و کابوس های شبانه اش شده و تمام زندگی اش با خواندن حقایق زندگی اش در رمانی که لیلی فرخزاد برای چاپ به نشریه میرساند زیر و رو میشود‌ …

 

 

قسمتی از رمان:

صدای گریه اش گچی شده بود که با صدای ناهنجارش، تمام اعصابم را خش میانداخت.
لعنتی! نباید اشک میریخت!
-بسه دیگه
با تمام وجودم فریاد زدم، آنقدر که تکبهتک سلول های بدنم میلرزید.
سرم را مابین دستانم گرفتم. قول داده بودم سرش داد نزنم نه؟!
سرم را بالا آوردم اما او نبود!
رو به رویم مادرم نشسته بود و چشمان قشنگش، لبالب ترس و اشک به من نگاه میکردند،
و آینه پر از تصویر پسری بود که با چشمان قرمز و موهایآشفته اش دلی را در دست گرفته بود و با هر فریاد، آن را
میشکست.
این من بودم؟!
چشانم را باز کردم و با سرعت سر جایم نیمخیز شدم.
نگاهم به ساعت کنار تخت افتاد. ساعت به دو نرسیده بود و خواب شبانه  ی من تمام شده بود!
درب اتاقم باز شد و مثل همیشه پر از نگرانی به سمتم آمد، سرم را
به حصار کشید و زیر لب آیه الکرسی را میخواند.

ساعت بیداری هایم دیگر دستش آمده بود. مادر بود، آرامش بود. اصال انگار نیمهای از جانم بود و هر شب
که میگذشتو آرامش کابوس هایم می شد، بیشتر از قبل می
فهمیدمش و هر چه بیشتر قدرش را میدانستم، بیشتر کابوس میدیدم.
– یه ذره از این آب بخور.
دلم میخواست فریاد بزنم مادرم ببخش اما شرمم میشد حتی از او طلب بخشش کنم.
مادر بود! مرا به چنگودندان کشیده بود و من چنگ شده بودم و
میکشیدم روی اعصاب و روانش.
اولاد! از آن هایی که بد دل شکسته بود.
مادرم که رفت، من ماندم و دنیای تاریک آن روزهای اتاقم.
دختری آمد و انگار افتاده بود به جان خاطراتم و تصویرش روی دیوار اتاق، در آن سیاهی نقش میبست.

 

مطالب پیشنهادی:

دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست

دانلود رمان زمین به شکل احمقانه‌ای گرد است

 

لطفا امتیاز دهید
Rate this post

مشخصات رمان

  • نویسنده: فاطمه میر شفیعی

  • ژانر: عاشقانه

  • ویراستار: سایت سنتر رمان

  • صفحات: 329

لینک های دانلود

  • دسته ها:دانلود رمان , رمان عاشقانه
  • ۱۱ آبان ۱۴۰۱
  • بدون نظر

اگر شما نویسنده رمان سنتر هستید و تمایل به ادامه همکاری ندارید می‌توانید درخواست حذف ارسال کنید.

درخواست حذف

نظرات کاربران

شما اولین نفر باشید که در مورد این رمان نظر می نویسید